ملا محمد مومن كرمانى
441
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
بندگان خان جلالت نشان ، معزى اليه را به حضور طلبيده ، مقرر داشتند كه مداخل چهار پنج ساله مزبوره را - كه در دفتر باقى ، و به خصوص وصول آنها تا به حال تحصيلدار تعيين نشده ، و در عقدهء تعويق مىباشد - در اين ولا ، عمال خجسته اعمال ، تمامى را ابواب جمع عاليشان مزبور ، و طوامير تحصيل برواة دفترى و احكام سلطنت محال مزبوره به عهده اهتمام معزى اليه عزّ اصدار يابد . و مواجب عاليشان معزى اليه و ميرزا عبد الواحد مينباشى ولد او ، و يوزباشيان و توابين تحت او را نيز مشخص نموده ، وجوهات چند ساله محال مزبوره را به خرج او منظور داشته ، تتمه را از بابت خالصجات باغين و چاروك و مواضعات خالصه بردسير تنخواه دهند . و نظر به امتثال حكم شريف مرحمت توصيف بندگان عالى ، عمال خجسته اعمال نيز معمول داشته ، وجوهات محلى محال مزبوره را ابواب جمع عاليشان معزى اليه ، و به سلطانى محال مزبوره اختصاص [ a 75 ] يافته ، روانه محال مسفوره ، و مشغول اخذ و عمل و وصول ماليات مزبوره گرديده . از آنجا كه محاسب قضا ، نسخه طول امل و حيات عاليشان معزى اليه را در نوشته ، ايام بقاى حيات معزى اليه منقضى گرديده بود - در اوائل تابستان عزيمت سفر مزبوره نموده ، بعد از ورود به اقطاع و تنقيح مناسبات ماليات آنجا ، عازم محال اسفندقه ، و به سبب شدت هوا ، حرارت در مزاج معزى اليه غالب شده ، در نزول به منزل اسفندقه ، تعطش غالب ، و رغبت نوشيدن آب نموده ، قضا را [ آب ] بسيار سردى كه از برودت يخ ممتزج شده بود - در آن عين شدت كرده - و فرط تعطش ، صرف ، و به آزار ذات الجنب مبتلا ، و آزارش روزبهروز شدت به هم رسانيده ، حكما و اطباء از معالجه آن عاجز ، و آزار او علاجپذير نشده ،